خاکستری دم غروب را که خورشید نفس های تو دوباره طلوع میکند عجیب دوست دارم
میدانی مرا چنین عجین شدگی با روحت عجیب است
اما درخت تنومندم چند صباح هم برای شیفتگی کافیست
انهم زمانی که مرا از تو چنان اسایشی در روح رخنه کرده که دیگرم هیچ درد عصیان کرده ای راه نگیرد
و شعله ی افروخته ی ستاره ی نگاهت را هیچ خورشیدی برابری نکند
که مرا منظومه ایست به نام تو برای زندگی
برچسب: تا باد چنین بادا,تا باد چنین بادا شعر,تا باد چنین بادا عصار,تا باد چنین بادا دانلود,تا باد چنین بادا علیرضا عصار,ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا,باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا,شعر تا باد چنين بادا,غزل تا باد چنین بادا,آهنگ تا باد چنین بادا,
نویسنده: طاها یزدانی